۱۶/۴/۸۷
ادامه مطلب هم یه سر بزنید
سکوت، خاطره، آسمان، وفا، عمر
کاش همان کودکی بودم که حرفهایش را از نگاهش می توان خواند
اما اکنون اگر فریاد هم بزنم کسی نمی شنود
دل خوش کرده ام که سکوت کرده ام
سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست
دنیا را ببین..... بچه بودیم از آسمانباران می آمد،
بزرگ شده ایم از چشمهایمان می آید،
بچه بودیم درد دل را با هزار ناله می گفتیم، همه می فهمیدند
بزرگ شده ایم، درد دل را به صد زبان می گوییم
اما هیچ کسی نمی فهمد
در سوگ چکاوک
دلم برای آسمان تنگ است و برای چکاوکی که
تنهای تنها رفت
حتی مرا خبر نکرد تا پر کشیدنش را تماشا کنم
رفت پر درد رفت با سکوت رفت با بغض رفت
وفکری به حال هم پرواز پر شکسته اش نکرد
هاي خشک او مي کرد......
کاش در قاموص غصه ها معناي سنگين لبخند گم نمي شد....
کاش قلب هامان آنقدر خالص بود که دعاها قبل از پايين آمدن
دست ها مستجاب مي شد.....
کاش واژه صداقت آنقدر با لب ها صميمي بود که ديگر براي
بيان کردنش نيازي به شهامت نبود.......
و کاش مرگ معني عاطفه را مي فهميد.
دلم گرفته به اندازه وسعت تمام دلتنگی های عالم
شیشه قلبم انقدر نازک شده که با کوچکترین
تلنگری می شکند
می خواهم فریاد بزنم ولی واژه ای نمی یابم
که عمق دردم را در فریاد منعکس کنم
فریادی در اوج سکوت که همیشه برای خودم سر داده ام
دلم به درد می اید وقتی سر نوشت را به نظاره می نشینم
کاش می شد سرنوشت را با ان روزها شیرینم
عجین کرد
بغض کهنه ای گلویم را می آزارد
نفرین به بودن وقتی با درد همراست
ای کاش باز هم کسی اشکهایم را نبیند
تنها با خاطراتم خوشم
نرم نرمک می رسد اینک بهار، خوش بحال روزگار، خوش بحال چشمه ها و دشت ها، خوش بحال دانه ها و
سبزه ها، خوش بحال غنچه های نیمه باز
سال نو مبارک
پرواز میکردند
میان آسمان آبی
برفراز آبهای جاری و دشتها
برفراز نگاههای حسرت بار رو به آسمان
برفراز دستهای خالی
دلم گرفته استبه ایوان می روم و انگشتانم را بر پوست کشیده شب می کشمچراغ های رابطه تاریکندکسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کردکسی مرا به مهمانی گنجشک ها نخواهد بردپرواز را به خاطر بسپارپرنده مردنی است
عضويتلغو عضويتPowered by WebGozar
www.ghariibane.blogfa.com